خرید بک لینک

متقاعد کردن این بی شعور کار ساده ای نیست. من دیگرم را می گویم. از حرف زدن های پیاپی با او و نفهمیدن های بی انتهایش خسته شدم. وقتی حواسش نیست مانند کاغذی مچاله او را به چمدانی قهوه ای و سرشار از بوی رطوبت عکس های اوایل انقلاب انداخته و به سمت دریا حرکت می کنم. در اسکله آن چنان که گویی من سومی نیز هست و چون زاویه ای مناسب برای دوربین ما را از دور تماشا می کند، از اتوموبیل پیاده می شوم و چمدان حاوی من دوم را به آب می اندازم. مانند خودم لاغر بود اما در محضر دریا محکمه پسند نیست پس تا اعماق خودش او را می بلعد. من سوم بی توجه سیگاری روشن می کند و از اسکله دور می شود. من دوم در اعماق دریا تقلا می کند و از چمدان می گریزد. به ساحل جزیره ای می رسد که هزاران من غار نشین از دور به او خیره شده اند ...

برچسب: نویسنده: النا قربانی تاريخ: جمعه 20 ارديبهشت 1398 ساعت: 1:48

صفحه بندی